تبليغاتX
سرمایه داری





























سرمایه داری

لیسانس - پژوهشگری

 

جلسه اول

چرا شهر به وجود آمد ؟

به دلیل پیشرفت و زیاد شدن انسان ها به وجود آمد شهر یک پدیده مدرن می باشد زمانی که تقسیم کار بین انسان ها به وجود آمد و زندگی آنان پیچیده شد و هم چنین زیادی نیازها و به هم وابسته شدن انسان ها باعث به وجود آمدن شهرها شد .

شهر به وجود آمد به خاطر اینکه رفاه و آسایش بیشتر شود و قوانین را ما انسان ها به وجود می آوریم . دربه وجود آوردن قوانین دانشمندان اجتماعی چه اندازه قدرت دارند ؟ آیا دانشمندان این قدرت را درجامعه ایران دارند ؟

پاسخ : خیر ندارند

جامعه شناسی صنعتی زیر مجموعه جامعه مدرن می باشد مدرن شدن از زمانی اتفاق افتاد که قدرت کلیسا پایان یافت . مدرن شدن درمقابل سنت کلیسایی . در جامعه شناسی کسانی که مدرن شدن را پیش گرفتند به مارکس ، دورکیم ، اسپنسر ، ماکس وبر ، زیمل ، اگوست کنت می باشد .

موسس جامعه شناسی تضاد به مارکس با بررسی تاریخی که درجوامعه انجام داد 2 طبقه به طور کلی وجود دارد که یک طبقه افرادی که کمترین جمعیت را داشتند و همینطور قدرت بیشتر و طبقه دیگر جمعیت که بیشترین تعداد را داشتند و کمترین قدرت .

قسمت اول : به چه دلیل محیط بیرون با پوشش محیط درون شهری فرق دارد ؟

پاسخ : به نظر برخی روابط در بین کوه اصیل تر و انسانی تر است چون در کوه نیاز انسان ب یکدیگر بیشتر است تا در یک گرزوهی که درون شهر زندگی می کنند و در مورد پوشش در محیط کوه آزادتر است زیرا در کوه یک سری قوانین در مورد پوشش کمتر است تا درون شهر که پوشش یک مسئله مهم و تابع قوانین است .

بعد در مورد دینامیک سوال شد که توسط چه کسی اختراع شد ؟ آلفردنوبل

که به جای اینکه موجب بهتر شدن وضعیت شود در جهت عکس آن پیش رفته و همیشه نسبت به آن چیزی که فکر می کنیم که موجب انسانیت بیشتری می شود این گونه نیست و شهر به وجود آمد قوانین انسانها در بین انسان ها برقرار شد .

یک عالم اجتماعی چقدر قدرت دارد ؟

پاسخ : در کشور ما زیاد جایگاهی برای آن قائل نیستند .

جامعه شناسی صنعتی خود زیر مجموعه های یک جامعه مدرن است که در زمان گذشته کلیسا یک مرکز مهم علمی است و در آن زمان اگر یک کشیشی مهم ولی با گذشت حرف علمی قاطعیت بیشتری یافت و کم کم کلیسا عقب کشیده شد و علم بیشتر وارد جامعه شد . از جمله جامعه در نتیجه مدرن شدن در مقابل سنت قرار گرفت . مارکس بیان کرد که در جوامع همیشه 2 طبقه وجود دارند : کسانی که قدرت کمتر و واکنش جامعه را تشکیل می دهد و طبقه مرفه که یک طبقه متضاد به وجود می آورد .

ما سه طبقه داریم  1_ طبقه بالا  2_ طبقه متوسط 3_ طبقه پایین و کنت  و اسپنسر دنبال راهی بودند برای منظم کردن جامعه .

 گردآورنده : نجمه اسحاقی



جلسه دوم

در قرن های پیش کلیسایی وجود داشت که بیان می کرد کدام مرکز جهان است ؟ خدا محور است و همه چیز حول و حوش خدا می چرخد و حالا نمایندگان خدا در روی زمین پاپ هستند این نمایندگان روی زمین پاپ است و سپس اطراف پاپ می باشد پس همه باید اطراف پاپ بچرخند و هر گزاره ایی که در جهان مطرح می شود هر مشکلی که داریم قرار است منِ پاپ پاسخگو باشم منِ پاپ یعنی از خدا می گیرم آن چیزها را و به شما تحمیل می کنم یعنی آن چیزهایی که وجود دارد در مقابل این گزاره هایی که پاپ مطرح می کرد در تمام ابعاد زندگی انسان این است که کلیسا مرکز زمین است و زمین مرکز جهان و کاهنات اما در مقابل این گزاره ها ، گزاره های علمی مطرح شد که عالمان یا دانشمندان علمی با مشاهده به چنین نتیجه ای رسیدند که زمین گرد است و زمین مرکز کاهنات نیست و چنین گزاره هایی اما علت مقاومت کلیسا که در مقابل این گزاره ها داشت این بود که اگر گزاره ی یک نفر یک دانشمند را می پذیرفت که در مورد جهان با تجربه و مصاحبه به چنین نتیجه ای رسیده یک اتفاق بدی برای کلیسا می افتاد .

چه اتفاق بدی برای کلیسا می افتاد ؟

پاسخ : از قدرت آن ها کاسته می شد

علت اصلی در این جا واقعیت گرد بودن زمین نبود بلکه قدرت کلیسا مورد سوال قرار می گرفت . یعنی کلیسا نمی توانست هر حرفی بزند به همین علت خیلی شدید مقابله کرد در مقابل چنین چیزی می گفتند یا باید حرف خود را پس بگیری یا اعدام شوی یک چنین مقاومتی وجود داشت . چون عالم با این کاش قدرت کلیسا را هدف قرار داده بود و به این معنا دشمن خدا شده بود پاپ اینجا پای خدا را وسط می کشید و از خدا مایه می گذاشتند .

سوال یکی از دانشجویان : علم دانشمندان در زمینه ی خاصی بود یا در تمام رمینه ها ؟

پاسخ از طرف یکی از دانشجویان : در تمام زمینه شروع کرده بود به رشد در تمام زمینه های علمی می رسیم به مبدا یعنی به خدا نمی شود قبول کنیم که در علم فیزیک که حالا قدرت دست دانشمندان باشد ولی در فلسفه بیاییم ثابت کنیم که نمایندگان خدا و برنامه های زندگی انسان ها در روی زمین توسط کلیسا تعیین شود .

انسان می آید یک گزاره ی کوچک بیان میکند ، مبدا من تجربه و مشاهده است و هر انسان دیگری می تواند به چنین چیزی برسد اما اینجا مبدا خداست میدا در تصور این ها خداست وگرنه خودشان دارند مطرح می کنند و پاپ می گفت نه همه نمی توانند این کار را انجام دهند فقط باید پاپ باشی که بتوانی با خدا ارتباط برقرار کنی .

هنوز مباحث جدید که در ژنتیک مطرح می شود و علم بدست آورده کلیسا مخالفت می کند و هنوز علم با کلیسا تضاد دارد و کلیسا آنها را رد می کند و اعلام میکند آیا این مجاز است یا رد می کند ، امور فقط خدایی است چه انسان توانایی انجام دادن آنها را داشته باشد یا نداشته باشد پس بحث اصلی این بود که هر ایده ایی که شروع آن انسان باشد با آن مخالف بودند زیرا قدرت کلیسا زیر سوال می رفت و دیگر کسی به کلیسا مراجع نمی کرد .

تعداد این دانشمندان و گزاره های علمی زیاد شد و ما علمی داریم به نام آینده شناسی ، هر کسی که زندگی می کند یک آینده ایی در ذهنش دارد حالا وقتی که خدا مبدا همه چیز بود شهرسازی ما فرق می کرد و آینده نگری ما هم فرق می کرد تا کجا باید پیش بریم فرق می کرد وقتی این علم از انسان شروع شد این گزاره ها روشن شد این عالمان دارند تصور جدیدی از شهر ارائه می دهند . تا حالا از اینجا شهر وقتی که مرکز آن خدا بوده و حال در این علم شهرسازی مرکز خدا کجا خواهد بود ؟

تفاوت آن دارد بیان می شود . آرمان هایی که در عصر روشنفکری مطرح شد که انسان آزاد است و انسان ها با هم برابرند یک چیز مانند قانون را نوشته و آن را نگه داشتند و سپس بر اساس این قانون گفتند ایده آلهای ما چیزهایی است که در عصر روشنفکری مطرح کردیم .

دو عقیده متفاوت 1_ توافق 2_ تضاد

1_توافق :کسانی که طرفدار توافق(محافظه کار ) و نظم موجود بودند مانند دورکیم , اسپنسر از افراد طبقات مسلط جامعه بودند و برای از دست ندادن قدرتشان محافظه کار و طرفدار نظم بودند و مخالف با هر چیزی که نظم را به هم بزند بودند زیرا جایگاه خود را در خطر میدیدند

2_ تضاد: جامعه شناس مقابل ثبات و توافق تضاد است که با مارکس شروع میشود مارکس سوسیالیست بود که جامعه را دچار یک تضاد گریز ناپذیر میدانست

روند رشد جوامع دو گروه بودند 1_ سرمایه دار(ارباب) 2_ کارگر (رعیت)

سرمایه دار: طبقه بالای جامعه 90 درصد ثروت و 10 درصد از جمعیت را داشتند

کارگر: طبقه پایین جامعه 10 درصد ثروت و 90 درصد از جمعیت را داشتند

مارکس درآمدش را از مقاله و روزنامه فروشی در می آورد و انسانی فقیر بود 18 ساعت کار میکرد یک مطالعه تاریخی انجام داد در مورد ارباب و رعیت جوامع را بررسی کرد و به نتیجه بالا رسید که در روند صنعتی شدن اربابها برژوا شدن و کشاورزها کارگر و دریافت که بین کارگر و کارخانه دار همیشه تضاد وجود دارد

مارکس میگفت طبقه کارگر در نهایت آگاهی پیدا میکند و به انقلاب بر علیه سرمایه دار دست میزند

جامعه کمونی : باید در تمام جوامع به اصل سرمایه داری در هر نوبت که هستیم کارگر , رعیت , ارباب و ... به چنین تحولی کمک کنیم در دوره جوانی باید کارگران روال عادی را طی کنند, کم کم علم توسعه پیدا کرد و جامع به نهایت صنعتی شدن خودش میرسد با پولی که بورژواها و دانشمندان میدهند و کارگر در بدرین وضعیت خودش قرار میگیرد

انقلاب بورژوایی کمک به کارگران (کشاورزی) میکند انقلاب دوم پورولتاریایی جامعه به نهایت صنعتی شدن میرسد و ما در نهایت به جامعه کمونی میرسیم جامعه ای که همه با هم برابریم و شیر در کنار آهو میچرد در کل جامعه ایست بی طبقه

ما به بورژوواها نیاز داریم زیرا میتوانند جامعه را به نهایت صنعتی شدن برسانند در این میان لینین چه کار انجام داد؟

وضعیت جامعه روسیه ارباب کشاورزی بود و لنین گفت چرا ما بورژوواها را به قدرت برسانیم بر علیه پادشاه قیام کنند خودمان انقلاب پرولتاریایی انجام میدهیم وجامعه را بی طبقه میسازیم

مدرنیته : آرمان و رویای علم بود جامعه ای که فقط اتفاقات خوب در آن به سرانجام میرسد

مدرنیته به کجا رسید و چه اتفاقی افتاد ؟ صنعتی شدن و جامعه صنعتی بخشی از مدرنیته است زمانی که جامعه شناسان ثبات راه حلی می اندیشیدند برای جامعه و جامعه شناسان تضاد به مخالفت میپرداختند و انقلاب میکرند از نظر مارکس جامعه تشکیل شده از : طبقات بالا 10 درصد مردم و 80 درصد ثروت, طبقات متوسط 70 درصد مردم 15 درصد ثروت طبقات پایین 20 درصد مردم 15 درصد تروت را دارا هستد که توسط جامعه شناسان ثبات تشکیل شد به مرور زمان اتحادیه کارگری ساعت کاریه کمتر و ... بوجود آمد

از نظر مکتب فرانکفورت هنوز مسئله ای وجود دارد وقتی که در جامعه شناسی تضاد اعضای مکتب فرانکفورت می اندیشیدند میدیدند که هنوز طبقه بالا سود میبرند واین چرخه تکراری ادامه دارد و گفتند اندیشه های ما اسیر است مشکل ما رویاست و به انقلاب برخواستند و دلیل انقلاب را آزادی اندیشه بیان نمودند مانند نمونه فیلم ازما بهترون در مورد قرص های توهم که باعث جدایی یک زوج شد و این ماجرا ادامه دارد...

  گردآورنده : نجمه اسحاقی


جلسه سوم

گفته های کلاس :

وال استریت جنبشی ضد سرمایه داری است که 99% افرادی اند که با سرمایه داری مخالفت می کنند که مردی زیرسلطه سرمایه داری اند و یک درصد تنها سرمایه دارند افرادیکه زیر سلطه سرمایه داری اند مالیات زیاد ی دارند درآمد اندک داشتند و از امکانات و مزایای جامعه محروم بوده اند . دولت مخالف وال استریت نیست نمادها در کشور های مختلف متفاوت اند خیابان وال استریت بورس آمریکایست که 70% حجم مبادله تجارت در آنجا انجام می شود اغلب سرمایه داری است که از طریق سهامهایی که خرید و فروش می شود و جنبش ضد آن خواهان فراگیر شدن آن است یعنی که همه جا را فرا گیرد نه تنها مرکز را در تحلیل اولیه مارکس نیروی کار وجود داشت و جای خودش را به ماشین داده است که مصرف کننده است مثال : بیشترین استفاده رباط را ژاپن به خود اختصاص داده است .

سرمایه داری با نسبت تولید در زمان اولیه نیروی کار بیشتری استفاده می کرد تا درزمان حال . کتاب سرمایه  اثر مارکس : نقد اقتصاد سیاسی که خیلی از مباحث به طور فرمولی بیان شده است . مارکس بیان می کند سرمایه داری امروزه : نیروی کار نیازندارد به مصرف کننده بیشتر نیازمند است .

آیات سوره بقره 1 تا 8 در کلاس قرائت شد .

مه نه نقطه را با 4 خط مستقیم به هم وصل می کنیم به طوریکه دست از کاغذ بر نداریم جامعه شناسی صنعتی ایده اش ترکیب این کار بود وال رشتاین در نظریه نظام جهانی می گوید : کشورها مرزهایشان را برشداته می شود و جوامع رو به توسعه ای که دارند آخر دهکده جهانی می شود و افراد جوامع و ملتها در ارتباط مستقیم قرار می گیرند و از زیر سلطه کشورهای دیگر رها می شوند .

در مورد اقتصاد آزاد که کشورها به راحتی بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند اگر ما این مرزها را بر داریم مثلا ایران درخواست داده عضو نظام جهانی شود آمریکا مخالفت می کنند زیرا از پهنه فرهنگی ما ترس دارد . مثلا برای صنعت خودرو چه اتفاقی می افتد ؟ بر شکست می شویم و این خود نابودی چندین هزار خانوار را در پی دارد .

وال رشتاین ابتدا گفت چرا کشورهای آفریقایی ازتوسعه دور مانده اند ؟ مشکل از کجاست ؟

 بررسی کرده اید این نقاط که با 4 نقطه قرار است وصل شود نمیتوانست در نهایت به این نتسجه رسید که مرزهای این خطوط را گسترش دهد و دید توسعه در این کشورها اتفاق نمی افتد که سرمایه داری تولید انبوه شد وما مازاد دانستیم و این مازاد ادامه یافت تا کشورهای دیگر زیر سلطه آمریکا درآمد به وسیله فروش کالاهایی که مازاد داشت و آمریکا به قیمت 2 برابر به کشورهای همسایه می فروخت .بهترین مزرعه های پنبه از مصر که کارخانه پنبه بافی به اندازه نیاز خودش داشت و از زمانی رشد کرد که کشتی های تجاری به آنجا راه پیدا کردند و استقبال این کشتی ها باعث شد که کشور مصر به زیر کشت پنبه برود . در شمال کشور ما : پنبه ، چای – در الجزایر (شراب ) خود الجزایر مستعمره فرانسه است – برزیل : موز – بهترین قهوه : سوئیس صادر می کنند . به این ترتیب آمریکا کشور ما را تک محصولی کردند جهان سفارشی شد و اتفاقی که وال رشتاین توصیف می کرد این بود که نمی تواند از این نقاط استفاده کند و خطا از این نقاط بیرون میزند . زیرا اقتصاد این کشورها وابسته است و اینان باید قبول کنند که در مغز این کشور دیگر ریاست میکند .

کره جنوبی صنایع خودرو سازی را بدست گرفتند ( آلاینده ها ) .

سوالات :

1- نسبت ما با جنبش وال استریت ؟

2- نظرتان در مورد جنبش وال استریت ؟

3- راههای حمایت از جنبش وال استریت . مخالف یا موافقت ؟

 

تحقیقات از اینترنت و گزارش هالی خبری :

وال استریت کجاست ؟

وال استریت قلب اقتصادی آمریکا که نماد اقتصاد سرمایه‌داری محسوب می شود به مرکز مبارزه جوانان معترض علیه کاپیتالیسم تبدیل شده است. ۱۶ روز پیش رسانه‌ها از تجمع هزاران آمریکایی معترض به نظام مالی فاسد در این کشور که به اعتقاد آنها عامل اصلی بحران اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی در آمریکاست،

وال استریت (به انگلیسی: Wall Street) خیابان بسیار معروفی است در محله منهتن کلان‌شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا. ساختمان بازار بورس نیویورک که بزرگ‌ترین بورس جهان از نظر میزان معاملات و حجم مالی است، در خیابان وال استریت قرار دارد.

همچنین مرکز بزرگ‌ترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور از جمله بازار بورس نیویورک (NYSE)، بازار بورس نزدَک (NASDAQ)، بازار بورس آمریکا (AMEX)، بازار بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) در این منطقه قرار دارد.
در طول زمان، نام وال استریت به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت گرفته‌است.
خیابان وال استریت از شرق و از سرپائینی خیابان برادوی به خیابان جنوبی در تنگه رودخانه شرقی متصل می‌شود.
جرج واشنگتن، اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در عمارت فدرال در خیابان وال استریت، به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، قسم یاد کرد.

کلیسای تاریخی ترینیتی که در مسیحیت به معنای سه اقنوم در خدای واحد است، در تقاطع خیابان برادوی و وال استریت در دان‌تاون منهتن قرار دارد.

روزنامه مشهور اقتصادی وال استریت ژورنال، نام خود را از «خیابان وال استریت» وام گرفته‌است.

جنبش وال استریت چیست ؟

برخی از جوانان امریکایی در خیابان وال استریت مقر بورس نیویورک در تاریخ 17 سپتامبر در اعتراض به اوضاع وخیم اقتصادی و اختلاف طبقاتی آمریکا و سیاست کنونی این کشور دست به تظاهرات گسترده زدند.
در این تجمع که آرام و بدون هیچ گونه ابراز خشونتی از سوی معترضان بوده، معترضان از مردم آمریکا می‌خواهند برای اعتراض به سیاست‌های دولت آمریکا، به آنها بپیوندند. معترضین در این تجمعات در پارک خصوصی «زوکوچی» در نیویورک، کمپی برای اقامت برقرار کردند که چند خیابان با بورس اوراق بهادار، واقع در ساختمان وال استریت فاصله دارد. بررسی گفته‌های معترضین نشان می‌دهد که دلایل این اعتراضات، «طرح نجات بانک‌ها»، «بحران وام مسکن» و «اعدام تروی دیویس»، سیاهپوست آمریکایی است که چندی پیش، توسط دستگاه قضایی آمریکا اعدام شد. معترضان معتقدند که مدل تجمع آنها، استقرار شبانه‌روزی در مقابل ساختمان وال استریت با هدف افزایش تعداد تظاهرات‌ کنندگان و رسیدن به خواسته‌هایشان است و آنها این مدل را از تظاهرات مصر و اسپانیا الهام گرفته‌اند.
این نوع اعتراضات در امریکا "وال استریت را تسخیر کنیم" نام گرفته است. در میان شعارهای تظاهرکنندگان جملاتی همانند "به کار بانک مرکزی پایان دهیم!"، "وقتی ثروتمندان پول فقرا را می دزدند، نام آن را معامله تجاری می گذارند!"، "وقتی فقرا از خود دفاع می کنند، نام آن خشونت گذاشته می شود!"، "وال استریت را نابود کنیم، پیش از آن که دنیا را نابود کند!" شنیده می شد.

بهترین الگو برای جنبش وال استریت چیست؟

هرچند که برخی معتقدند که این جنبش یک جنبش دموکراسی خواهی است؛ اما در هر صورت هر چه که از زمان این جنبش می گذرد، این دغدغه احساس می شود که ابتدا چه کسی رهبری این جنبش را در اختیار می گیرد و سپس رهبران این جنبش چه مسیری را برای برقراری عدالت واقعی در جامعه خود در پیش می گیرند و به دنبال چه الگویی برای فروکش کردن خشم مردم می گردند؟ الگویی که بتواند پایه های نظام سرمایه داری را از بیخ برکند و نظامی براساس عدالت بنا کند، الگویی که اساس آن عدالت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باشد.

 به راستی کدام الگو تا کنون توانسته است، این چنین موفقیت هایی در کارنامه خود ثبت کند؟ در حال حاضر همه مسلمانان و بیشتر اهل کتاب بر این باورند که بهترین نحوه برقراری عدالت، در دین مبین اسلام بیان شده است، پس قطعاً اکنون که مردم حاضر در جنبش وال استریت تشنه عدالت اند؛ بهتر است که با سرچشمه عدالت آشنا شده و از آن سیراب شوند؛ چرا که هر الگویی دیگر غیر از اسلام نمی تواند کامل باشد و دوباره سرنوشتی این چنین پیدا خواهد کرد.

در حال حاضر دولت ایران به عنوان یک دولت اسلامی ابتدا باید سعی در نشان دادن الگوهای واقعی به صورت عملی در ایران اسلامی داشته باشد؛ یعنی باید قوانین اسلام در کشور کاملاً جاری و اجرا شود.

سپس مرحله دوم یعنی الگو برداری جنبش کلید خواهد خورد؛ یعنی این جنبش با توجه به نیازهایی که احساس می کند، اگر نمونه عملی الگوی اسلامی را ببیند؛ قطعاً دست خود را به سمت دولت های اسلامی دراز خواهد کرد و به سمت تشکیل حکومت هایی بر اساس موازین اسلامی پیش خواهد رفت.

ريشه هاي قيام مردمي وال استریت:

در باب دلايل و رويكرد مردمي به انجام اعتراض هاي سراسري عليه نظام سرمايه داري در آمريكا كه در قالب جنبش تسخير وال استريت آغاز و با عناوين ديگر در ساير شهرها گسترش يافته، ديدگاه هاي مختلفي مطرح مي شود. برخي، تغييرات در ساختار فرهنگي و دروني جامعه آمريكا و برخي فوران ناهمگوني اجتماعي را مطرح مي كنند، برخي بر شرايط اقتصادي حاكم بر كشور و افزايش روز افزون فقر و گرسنگي و نياز 46 میلیون آمريكايي به كمك هاي دولتي را اولويت دانسته اند، برخي گسست ميان مردم و دولتمردان آمريكا را دليل اعتراض هادانسته و برخي نيز سياست خارجي و نارضايتي مردم از جنگ طلبي هاي دولتمردان و تزلزل موقعيت جهاني آمريكا را دليل اين اعتراض ها عنوان كرده اند. برخي نيز اين اعتراض ها را ادامه سياست هاي جدايي طلبانه برخي ايالت ها مانند تگزاس و ويسكانسين مي دانندكه در ماه هاي اخير، مطالبات جدايي طلبانه خود را تشديد كرده اند و اكنون در قالب اعتراض هاي سراسري ادامه مي دهند. برخي نيز بر افزايش فقر در جامعه و فاصله شديدطبقاتي تأكيد دارند، چنانكه مردم در شعار خود تأكيد دارند كه ما،99 درصد فقير در برابر يك درصدثروتمند مي باشيم. با توجه به ديدگاه ها و نظريه هاي مطرح شده و سيرتحولات سياست داخلي و خارجي آمريكا در چند دهه اخير،ريشه هاي شكل گيري جنبش وال استريت وسقف مطالبات مردم آمريكا كه البته برخي از آنها با مطالبات مردم اروپا يكسان است، در چند محور قابل بررسي مي باشد.

در این رابطه فیلم وال استریت را جمعه حتما ببینید .

مقام معظم رهبری :

مردم آمريكا در واقع به حاكميت اقليت يك درصدي بر اكثريت نود و نه درصدي  معترض هستند كه ماليات و پول مردم آمريكا را هزينه براه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمايت از رژيم صهيونيستي ميكنند.

ممكن است حكومت آمريكا با شدت عمل، اين جنبش اعتراضي را سركوب كند اما نمي تواند ريشه هاي آن را از بين ببرد.

ريشه هاي اين حركت در آينده آن چنان گسترش خواهد يافت كه نظام سرمايه داري آمريكا و غرب را زمين خواهد زد.

و شعری از علیرضا قزوه اندر حکایت قیام مردمی در وال استریت و نقش سپاه قدس

وال استرست و سپاه قدس

اینها که ایستاده اند در وال استریت
و داد می زنند 99 درصد ما

اینها هم از سپاه قدس اند؟!

یازده سپتامبر هم لابد
کار سپاه قدس بود!
و کسری بودجه امریکا

سقوط ارزش آقای اوباما...
حتّی گرسنگی سومالی
سقوط بورس لندن
کوررنگی سازمان ملل
و سونامی هایی که در راه اند...
تمام شان کار سپاه قدس است!
دمپایی یی که رد شد روزی

از کنار گوش آقای بوش
کار سپاه قدس بود!
و مردمی که می جنگند در لیبی
تمام شان عضو سپاه قدس اند!
جوانان میدان التحریر
زنان بحرینی

که خواب شاه عربستان را آشفته کرده اند
یک شعبه از سپاه قدس اند

اسناد ویکی لیکس

ترور مالکم ایکس هم لابد کار سپاه قدس بود
با این همه
عالی جناب اوباما!
حکایتی ست که می گوید

هیچ شیری
موش مرده نمی گیرد
لااقل می گفتی گاوی،
بوفالویی
پرزیدنت صهیونیستی...
شما که در هالیوودتان
گنجشک را با هواپیما عوض می کنید
آدمها را با روبات
غول هایی می سازید
که هرچه تیر می خورند نمی میرند
شما که می توانید از یک موش مرده
یک شیّاد بسازید
و هر لحظه از دوربین هایتان

یک فاحشه بیرون بیاورید

می توانید از ترکیب کوکائین و کوکاکولا

جاسوس بسازید

اماّ

ما هم بیکار نبودیم
گیرم به طنز در نطنز
یا به جد در نجد
عشق را غنی سازی کردیم با عقل
پیوند زدیم شعر را با فریاد

عالی جناب اوباما !

با همان دماغ پینوکیویی ات
از زیر دشداشه ی شیخ نفت
بیرون بیا لطفا ...
حالا نوبت توست
یا حبیبی...
تکان نخور که منفجر خواهی شد
در زیر کلاه کوچک شیمون پرز!
- انفجار پشت انفجار-
تکان نخور آقای پرز!
که متّصل شده با فیبر نوری
به دمت

بچه های سرراهی بالاترین...

و متصل شده اند به تو
جرسی ها و چرسی ها
با تمام تخس هایی

که پستان مادرشان را گاز گرفته اند

که متصل شده اند به تو جیرجیرک ها و قورباغه ها

و متصل شده است به تو خبرگزاری بی بی سی
با تمام نوه ها و نتیجه هایش
تکان نخورید!
تمام تان در محاصره ی سپاه قدس اید!
لبخند بزنید
قطعنامه صادر کنید
و شکلک در بیاورید
شما در مقابل دوربین مخفی مردم قرار دارید...

سوالات :

1- نسبت ما با جنبش وال استریت ؟

2- نظرتان در مورد جنبش وال استریت ؟

3- راههای حمایت از جنبش وال استریت . مخالف یا موافقت ؟

 

  گردآورنده : نجمه اسحاقی


جلسه چهارم

پاسخ سوال 1 : می دانیم که ملت ما بزرگترین قربانی تروریسم بین المللی است حال به مرور زمان حتی استبداد آنان بر ملتهای خودشان نمایان و و هویدا شده هر چند در این سالها آنان سعی بر پوشاندن آن داشتند اما استعمار پسر انگلستان حتی زمان مرگش پایان رسید .

با توجه به شعایر و خواسته های جنبش وال استریت کاملا اشتراکات بدیهی است ، خواسته هایی که تمام انسانهای دنیا می خواهند عدالت اقتصادی ، اجتماعی ريال قضایی و ... و خواسته هایی که برخی دولتمردان ما بر روی آن تاکید فراوانی دارند و شعارهایی که در سازمان ملل هم چندین بار تکرار شده و این خود جرقه ای بوده برای اتمام حجت به جهانیان و بیداری جهانیان نسبت به وقایع موجود در جهان .

پاسخ سوال 2 : این جنبش مردمی اولیه انقلابهای مصر و لیبی و دیگر کشورهای عربی است که قربانی نظام سلطنتی و استبدادی اند حال با گذشت زمان و افزایش شعور سیاسی ملتها حقایق و واقعیتها بر ملتی پوشیده نیست حقیقت حداقلی و حداکثری است که حداکثر مردم برای عده بیسار قلیلی تلاش و زحمت می کشند و آن عده قلیل  تزوتی را که از آن عده کثیر بدست آورده اند به یغما می برند و این همان 1% در برابر 99 % است .

این اقلیت ها شامل تعدادی اند سیاسیون ثروتمندان و در راس آنان سلطنت طلبان می باشند .

پاسخ سوال 3 : با توجه به اینکه اصل این جنبش ، جنبش مردمی می باشد اکثر خواسته های آنان خواسته هر انسان آزادی می باشد لذا برماست برای جهانی کردن انسانیت با دقت و بصیرت حمایت خود را از این جنبش که به دنبال انقلاب کشورهای عربی و نهایتا نتیجه انقلاب مردمی جمهوری اسلامی ایران است به گوش جهانیان برسانیم با توجه به دنیای رسانه ای که عامل اصلی آن خود جهان غرب است و به منظور موج سواری بر افکار عمومی جهان به راه انداخته ما می توانیم با استفاده از تکنولوژی خودشان به استکبار و استعمار جهانی ضربه بزنیم و به این جنبش کمک کنیم اما با شناخت تکنولوژی و روشن صحیح استفاده از آن به عنوان مثال اعضای تشکیل دهنده tweeter ; facebook و ... در کشورمان کم نیستند می توان با بهره گیری از این ابزار جنگ رسانه ای را به نفع خودمان به پیروزی برسانیم ما با شما هستیم و همصدا با شما از عدالت دفاع می کنیم .

چگونگی تشکیل جنبش وال استریت آغاز این جنبش با فراخوانی بود که یک گروه کانادایی با عنوان   صلح آمیز وال استریت را راه انداخت و یک باره فراگیر شد گروه مذکور Ad Busters پیش از هر چیز به خاطر جمله ضد مصرف گرا خود که همان اسم بنیاد  را یدک می کشید معروف است و دلیل آن هم رایگان بودن تبلیغ در این مجله است . دلیل اتخاذ این تصمیم اعتراض آنان به دخالت روز افزون شرکت ها در سیاست تحت تاثیر قرار گرفتن دموکراسی و نهایتا تجمع ثروت و قدرت تنها در دست 1% مردم بود .

این مجله اعلام کرد ما تنها یک درخوئاست ساده از جنبشی برای ساختن یک آمریکایی جدید به راه انداخته ایم یعنی تشکیل کمیته ای از سوی رئیس مهجور برای جداسازی سیاست از پول .
خصوصی بودن مالکیت پارک (زاکتی ) عامل شکل گیری تحصن باید اذعان داشت که شانس کاملا با جنبش یار بود چرا که پارک زاکتی یک ملک خصوصی شده بود و در نتیجه پلیس نمی تواند کسی را مجبور له خروج از آن کند مگر با اذن صاحب ملک . البته معترضان همینکه از نام قدیم پارک استفاده می کنند یعنی ( لیپرتی پلازا )

بعضی خواسته های عمومی معترضان 1- بالا بودن مالیات ثروتمندان 2- حمایت از اتحادیه گرایی در تجارت 3- حمایت از بیمه درمان و اجتماعی 4- اعمال نظارت و حسابرسی بر بانک مرکزی یا حذف آن 5- از بین بردن صنایع نظامی و خاتمه دادن به تمام جنگها 6- پایین آمدن هزینه های درمانی و مواردی نظیر اینها .

  گردآورنده : نجمه اسحاقی


جلسه پنجم

دفاعیه خسرو گلسرخی :

دفاعیه او در دادگاه مشهور شد. این دفاعیه با سانسور در همان زمان حکومت پهلوی از تلویزیون پخش شد ولی بار دیگر به صورت کاملتر در اولین روزهای سقوط شاه در پنجمین سالگرد اعدام او در شب ۲۹ بهمن ۱۳۵۷، برای پخش از تلویزیون سراسری ایران، به روی آنتن رفت. به سبب فشار رسانه‌ها و سازمان‌های دادخواه جهانی شاه اجازه داد تا از دفاعیات گلسرخی در دادگاه فیلمبرداری شود. خسرو در دفاعیات خود، دادگاه را فرمایشی خواند و گفت:

"در ایران انسان را به خاطر داشتن فکر و اندیشیدن محاکمه می‌کنند. چنان‌که گفتم من از خلقم جدا نیستم، ولی نمونه صادق آن هستم. این نوع برخورد با یک جوان، کسی که اندیشه می‌کند، یادآور انکیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است. یک سازمان عریض و طویل تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد که تنها یک بخش آن فعال است، و آن بخش سانسور است که به نام اداره نگارش خوانده می‌شود. هر کتابی قبل از انتشار به سانسور سپرده می‌شود. در حالی که در هیچ کجای دنیا چنین رسمی نیست، و بدین گونه‌است که فرهنگ مومیایی شده که برخاسته از روابط تولیدی بورژوا کمپرادور در ایران است، در جامعه مستقر گردیده‌است و کتاب و اندیشه مترقی و پویا را با سانسور شدید خود خفه می‌کند. ولی آیا با تمام این اعمالی که صورت می‌گیرد، با تمام خفقان، می‌توان جلوی اندیشه را گرفت؟

او در دادگاه از عقاید مارکسیستی خود و تأثیر پذیری‌اش از اسلام سخن گفت و رژیم شاه را به شدت محکوم کرد. بخش‌هایی از این دفاعیه: - «ان الحیاه عقیده و جهاد» - - سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم.

من که یک مارکسیست-لنینیسم هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. -

هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سویی دیگر در حالیکه مولد ثروت طبقه محروم است.» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند.» در این دو گفته نزدیکی بسیاری وجود دارد و در این تاریخ می‌توان از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد و از سلمان پارسی‌ها و اباذر غفاری‌ها. - در ایران انسان را به خاطر داشتن فکر و اندیشیدن محاکمه می‌کنند. این نوع برخورد با یک جوان یادآور انکیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است.» - -

تحلیل انیمیشن مور :

طراحی صورت شخصیت اصلی فیلم و حرکات بدنی او فوق العاده است کافیست یک نگاه به چشمها و خطوط زیر آن بیندازیم تا به عمق خستگی و درماندگیش پی ببریم . از نظر سیاسی فیلم اشاره به این نکته دارد که طغیان علیه ستم حاکم تقریبا کاریست غیر ممکن به دلیل اینکه ریشه مشکلات هنوز پا بر جاست پس از مدت کوتاهی دوباره این مشکلات روآمده و دوباره همان سیستم قبلی جایگزین خواهد شد . قهرمان فیلم ماشین وار در یک کارخانه به کار مشغول است و زندگیش خالی از هر گونه احساس امید ، آرزو و لذت است . اگر به فضای سیاه و خاکستری فیلم دقت کنیم می بینیم که این نشان دهنده ی جامعه ای که اعضای آن به علت فشار کاری زیاد معنای زندگی را از دست داده و تبدیل به جامعه ای که اعضای آن به علت فشار کاری زیاد معنای زندگی را از دست داده و تبدیل به جامعه ای با فضای تاریک و سیاه شده است . در این جامعه همه چیز شبیه هم است . هر گونه ابتکار علمی از سوی سیتم حاکم سرکوب می شود . هرکسی فقط باید به نقش خود عمل کند نه بیشتر و نه کمتر اما قهرمان این فیلم تسلیم نشده و عاقبت علیه سیستم به پا می خیزد و محصولی نوین را جایگزین محصول قبلی می کند .

نام فیلم که به معنای بیشتر است اشاره به این نکته دارد که خواسته ها و انتظارات ما هر روز بیشتر و بیشتر می شود و فکر می کنیم این بیشتر خواستن و بیشتر داشتن ما را شادتر خواهد کرد . و رئیس که در آسمانخراش خود نشسته و سرکارگران داد میزند تا بیشتر و بهتر تولید کنند تا او پولدارتر شود .

و از نظر مذهبی قهرمان فیلم از خود می گذرد تا افراد جامعه اش را از تاریکی نجات دهد و در اینجا ایثار فرد به نفع جامعه را نشان میدهد .

و از نظر اجتماعی میتوان یکنواختی و روزمرگی زندگی قشر متوسط در یک اجتماع سرمایه داری را دید . بیدارشدن صبح زود ، سر کار رفتن ، انجام کارهای تکراری در طول روز ، تحمل فشار کار ، برگشتن به خانه و خوابیدن این جریان هر روز تکرار می شود . و قهرمان MORE آکنده از درد و رنج است او که صبح و شب مجبور به کار کردن است شب ها را تنها فرصتی یافته که به خود بپردازد او رویا پردازی می کند تا از رنج های روزافزون فرار کند .

این فیلم داستان زندگی همه ی ماست . ما انسان های متمدن که فراموش کرده ایم تمدن را برای چه بنا نهادیه ایم . تمدنی که دیگر ابزاری در دست بشر نیست بلکه بشر ابزاریست در دست او . مصرف گرایی و فقر و گرسنگی و بیماریهای عصبی ، بحران اتمی و ....

تحلیل انیمیشن سنگها :

در این فیلم سنگ هایی را مشاهده می کنیم که کاملا رها و آزادند آنها نه خوشحالند و نه نارحت آن ها خوشبختند هیرو و کیو که شاهد ظهور رفتن تمدن انسانند خم به ابرو نمی آورند و در نهایت بعد از اینکه تمدن عظیم بشری در مقابل چشمان آنها فرو میریزد بدون این که حرفی در این مورد به زبان بیاورند سربه سر هم می گذارند و خوش هستند .

سنگ ها نماد جاودانگی و خوشبختی است و دقت کنید که تمدن تا کنار سنگ ها پیش می رود ولی هیچ وقت به آنها نمی رسد .حال در این دنیای پوچ و فانی انسان دردمند به چه امیدی زندگی کند ؟

این فیلم به ما نشان می دهد که سنگ ها خوشبختند و هیچ درد و رنجی ندارند در حالی که انسان ها همواره در حال رنج کشیدن هستند دائم با دردهای خود مبارزه می کند و بعد از هر پیروزی خوشبختی را به صورت موقتی حس می کند .

در اولین صحنه ای که زمان کند می شود کیو در حال بازی با سنگی گرد است که پسر بچه ای به او نزدیک می شود و با حالتی متفکر به سنگ خیره می شود او سنگ را لمس می کند و موسیقی باشکوهی را در این لحظه می شنویم . آری کیو شعور ندارد او با سنگ گرد فقط می تواند بازی کند اما انسان با شعور گردی را به خدمت خود در می آورد شهرها را بنا می کند و جاده ها را می سازد .

طبیعت به دست بشر نابود می شود و آسمان خراش ها جای آن را می گیرند تمدن به سرعت پیش می رود و در نقطه ای که هیو کیو در حال له شدن زیر این تمدن هستند ناگهان متوقف می شود و دوربین در این هنگام از پایین تمدن خاکستری و غول آسا را نشان میدهد . تمدنی تاریک که تنها نور آن سو سو زده و خاموش می شود نوری که نماد انسانیت است که کم سو شده و در نهایت خاموش می شود و خاموش شدن به نابودی این تمدن می انجامد .

شعری از خیام که فکر می کنم بی ارتباط با این انیمیشن نیست :

یک قطره ی آب بود و با دریا شد

یک ذره خاک و با زمین یکتا شد

آمد شدن تو اندر این عالم چیست ؟

آمد مگسی پدید و ناپدید شد .

 

  گردآورنده : نجمه اسحاقی


 جلسه ششم

دروغ گفتن :

مثال : فضای مهد کودک

اگر بچه در کودکی به زمین خورد و آسیب دید و درد کشید دفعه ی بعد خورد زمین انتظار درد دارد ولی بچه ای که در زمین بازی روی اسفنج زمین بازی بیفتد و کاری نشود اگر روی زمین افتاد انتظار درد ندارد و حیرت زده می شود و نمی تواند قضیه را حل کند چرا که همیشه در صحنه ی کاذبی زندگی کرده و زمین بازی همیشه اسقنج یا ابر داشته و کودکان اینچنین در محوطه های کاذب باید باشند همیشه شکست را در زندگی تجربه می کنند چون در فضای دروغین بوده و این ساخته شده برای هدفهای دیگر نه برای شخصیت و انسان سازی ، انسان ها اگر این درد را یک بار یا دو بار تجربه کنند در زندگی شکست نمی خورند و حتی بعد از شکست دوباره به زندگی ادامه می دهند . در مهد کودک همه نوع همنوع هستند و ساباب بازی فراوان است این جور بچه ها به رشدی نمی رسند و همیشه افکار بچگانه دارند .

فیلمنامه : زنگ ها برای کی به صدا در می آید  از مخلباف

تلفن خانه زنگ میزند و بعد گوشی برداشته می شود و گفته می شود که یک ساعت بعد شما میمیرید و آن طرف واقعا یک ساعت دیگر می میمیرد و برای همه ی شهروندان همچنین اتفاقی می افتد ...

این اتفاق به علت تکرار زیاد آن در آن جامعه یک امر عادی محسوب شد و دیگر استرس مرگ نداشتند و نتیجه می گیریم که مرگ یک چیزی است که نزدیک است . 

و نشان میدهد که دروغ آنقدر نزدیک است که نمی توان تشخیص داد .

تحلیل فیلم زیر زمین :

در یكی از سكانس‌های فیلم، كارگردان موضع روشنی در مورد جهان امروز اتخاذ می‌كند. در یك طراحی صحنه‌ی زیبا با میزانسن‌های فوق‌العاده، صندلی چرخدار ماركو همراه با جسد او و هم‌چنین جسد ناتالیا توسط سربازی از اسلوونیا به آتش كشیده می‌شود.

سرباز گذرنامه‌ی آن دو را به بلاكی نشان می‌دهد و بلاكی خود را به صحنه می‌رساند.

المان‌های موجود در این صحنه زیبا هستند؛ یك صلیب شكسته، تسأصل بلاكی، گردش صندلی چرخدار شعله‌ور به دور صلیب و در پس‌زمینه‌ فروپاشی و ویرانی سرزمین آرمانی.

در صحنه‌ی مذكور ماركو و ناتالیا نمادی از جهان فاسد سرمایه‌داری، بلاكی نمادی از آرمان‌خواهی و انسان‌هایی كه با توهم مبارزه زندگی می‌كنند، صلیب نمادی از مرگ و در نهایت كلبه‌های سوخته و در حال فروپاشی - كه قبلاً ماكت آن‌ها را در دست نوجوانان داخل زیرزمین دیده‌ایم - نمادی از سرزمین آرمانی بوده كه به دست خودشان در شرف نابودی است.

سكانس پایانی و آخرین نمای این فیلم به اندازه‌ی كل اثر تكان‌دهنده است. بلاكی بعد از مرگ ماركو و ناتالیا به سرزمین رؤیا گام می‌نهد.

در این سرزمین آزاد و رؤیایی همه با هم دوست هستند و مرزهای دشمنی از میان برداشته شده‌اند.

این سرزمین آزاد در یك طراحی هوشمندانه از خشكی جدا شده و به سوی سرنوشتی مجهول در افق اقیانوسی بیكران حركت می‌كند. نوشته‌ی انتهایی فیلم با مضمون «این ماجرا پایان ندارد»، پایان خوش اثر را مضحك جلوه می‌دهد؛ سرنوشت این سرزمین آزاد اما نامتعادل با انسان‌هایی وهم‌آلود در این حركت بی‌مقصد به كجا خواهد انجامید؟!

سگها و گرگها


هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ
زمین را بارش مثقال ، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ ، فرسنگ
سرود کلبه ی بی
روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزه های باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب
دوان بر پرده های برفها ، باد
روان بر بالهای باد ، باران
درون کلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
آواز سگها
زمین سرد است و برف آلوده وتر
هواتاریک و توفان خشمناک است
کشد - مانند گرگان - باد ، زوزه
ولی ما نیکبختان را چه باک است ؟
کنار مطبخ ارباب ، آنجا
بر آن خاک اره های نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
عزیزم گفتم و جانم شنفتن
وز آن ته مانده های سفره خوردن
و
گر آن هم نباشد استخوانی
چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی
ولی شلاق ! این دیگر بلایی ست
بلی ، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهایمان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم
2
خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف کلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مرکب
آواز گرگها
زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریک و توفان خشمگین است
کشد - مانند سگها - باد ،
زوزه
زمین و آسمان با ما به کین است
شب و کولاک رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناک و سرما
بلای نیستی ، سرمای پر سوز
حکومت می کند بر دشت و بر ما
نه ما را گوشه ی گرم کنامی
شکاف کوهساری سر پناهی
نه حتی جنگلی کوچک ، که بتوان
در آن آسود بی تشویش
گاهی
دو دشمن در کمین ماست ، دایم
دو دشمن می دهد ما را شکنجه
برون : سرما درون : این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه
دو ... اینک ... سومین دشمن ... که ناگاه
برون جست از کمین و حمله ور گشت
سلاح آتشین ... بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت
بنوش ای
برف ! گلگون شو ، برافروز
که این خون ، خون ما بی خانمانهاست
که این خون ، خون گرگان گرسنه ست
که این خون ، خون فرزندان صحراست
درین سرما ، گرسنه ، زخم خورده ،
دویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم ، آزادیم ، آزاد

شعر "عقاب وزاغ" 
این شعر به عنوان نمونه و مثال برای نشان دادن ویژگیهای دسته ای از مردم بکار رفته است.در ادبیات این کار را تمثیل می گویند.در مرزبان نامه و کلیله و دمنه از تمثیل استفاده فراوان شده است.مولوی در مثنوی از داستانهای تمثیلی برای توضیح مفاهیم دشوار عرفانی بهرهء بسیار جسته است.سمبل یا نماد در شعرهای سمبلیک در حقیقت همان تمثیل یا قالب است.
قالب شعر زیر مثنوی است. در این شعر عقاب نماد انسانهای آزادمنش از قیود دنیوی است و زاغ نماد انسانهائی است که نمی توانند دل از دنیا بکنند.

عقاب، پرنده ای است که همیشه در اوج آسمانها سیر می کرده و پس از مدتی که احساس می کند در حال پیر شدن است، از اوج آسمانها فرود می آید و از زاغکی زشت و پلشت که در گوشه ای نشسته می پرسد:

راز طول عمر تو چیست؟ چگونه است که پدر من تو را می شناخت و مرد و من هم در حال افول هستم، ولی تو کماکان بدون تغییر مانده ای؟

زاغ به او می گوید بیا تا راز این کار
را به تو بگویم. او عقاب را به مردابی که محل زندگیش بوده می برد و به او می گوید
راز طول عمر من آن است که مردار می خورم و مردارخواری، طول عمر را زیاد می کند. به علاوه ما اینجا در گوشه دنجی بدون خطر و دور از دسترس ناملایمات زندگی می کنیم، ولی تو در اوج آسمان، همیشه دچار خطر و تندباد حوادث هستی. از آن بالا فرود بیا واز خطرات دور شو تا عمری طولانی پیدا کنی.

عقاب، که عمری را با سربلندی و افتخارزندگی کرده است، حیران از این همه حقارت و کثافت که در اطراف زاغ است، از او جدامی شود و پر پرواز به اوج آسمان بر می کشد و در بالاترین نقطه آسمان، به جاودانگی می رسد.

راستی، چند نفر از ما آدمها، به آن عقاب شبیه تریم و چند تا مان، زاغ مسلکیم؟


گشت غمناک دل و جان عقاب / چو ازو دور شد ایام شباب

دیدکش دور به انجام رسید / آفتابش به لب بام رسید

بایداز هستی دل بر گیرد / ره سوی کشور دیگر گیرد

خواست تا چاره ی ناچار کند / دارویی جوید و در کار کند

صبحگاهی ز پی چاره ی کار / گشت برباد سبک‌سیر سوار

گله کاهنگ چرا داشت به دشت / ناگه از وحشت پر ولوله گشت

وان شبان، بیم زده، دل نگران / شد پی بره‌ی نوزاد دوان

کبک، در دامن خاری آویخت / مار پیچید و به سوراخ گریخت

آهو استاد و نگه کرد و رمید / دشت را خط غباری بکشید

لیک صیاد سر دیگر داشت / صید را فارغ و آزاد گذاشت

چاره‌ی مرگ، نه کاریست حقیر / زنده رافارغ و آزاد گذاشت

صید هر روزه به چنگ آمد زود / مگر آن روز که صیاد نبود

آشیان داشت بر آن دامن دشت / زاغکی زشت و بد اندام و پلشت

سنگ‌ها از کف طفلان خورده / جان ز صد گونه بلا در برده

سال‌ها زیسته افزون ز شمار / شکم آکنده ز گند و مردار

بر سر شاخ ورا دید عقاب / ز آسمان سوی زمین شد به شتاب

گفت که: ‹‹ای دیده ز ما بس بیداد / با تو امروز مرا کار افتاد

مشکلی دارم اگر بگشایی/ بکنم آن چه تو می فرمایی››

گفت:‹‹ما بنده‌ی درگاه توییم / تا که هستیم هوا خواه توییم

بنده آماده بود، فرمان چیست؟ / جان به راه تو سپارم، جان چیست؟

دل،چو در خدمت تو شاد کنم / ننگم آید که ز جان یاد کنم››

این همه گفت ولی با دل خویش/ گفت و گویی دگر آورد به پیش

کاین ستمکار قوی پنجه، کنون / از نیاز است چنین زار و زبون

لیک ناگه چو غضبناک شود / زو حساب من و جان پاک شود

دوستی را چو نباشد بنیاد / حزم را باید از دست نداد

در دل خویش چو این رای گزید / پر زد و دور ترک جای گزید

زار و افسرده چنین گفت عقاب / که:‹‹مرا عمر، حبابی است بر آب

راست است این که مرا تیز پر است / لیک پرواز زمان تیز تر است

من گذشتم به شتاب از در و دشت / به شتاب ایام از من بگذشت

گر چه از عمر،‌ دل سیری نیست / مرگ می‌آید و تدبیری نیست

من و این شه‌پر و این شوکت و جاه / عمرم از چیست بدین حد کوتاه؟

تو بدین قامت و بال ناساز / به چه فن یافته ای عمر دراز ؟

پدرم نیز به تو دست نیافت / تا به منزلگه جاوید شتافت

لیک هنگام دم باز پسین / چون تو بر شاخ شدی جایگزین

از سر حسرت با من فرمود / کاین همان زاغ پلید است که بود

عمرمن نیز به یغما رفته است / یک گل از صد گل تو نشکفته است

چیست سرمایه ی این عمر دراز؟ / رازی این جاست، تو بگشا این راز››

زاغ گفت: ‹‹ار تو در این تدبیری / عهد کن تا سخنم بپذیری

عمرتان گر که پذیرد کم و کاست / دگری را چه گنه؟ کاین ز شماست

ز آسمان هیچ نیایید فرود / آخر از این همه پرواز چه سود؟

پدر من که پس از سیصد و اند / کان اندرز بد و دانش و پند

بارها گفت که برچرخ اثیر / بادها راست فراوان تاثیر

بادها کز زبر خاک وزند / تن و جان را نرسانند گزند

هر چه از خاک، شوی بالاتر / باد را بیش گزندست و ضرر

تابدانجا که بر اوج افلاک / آیت مرگ بود، پیک هلاک

مااز آن، سال بسی یافته ایم / کز بلندی، ‌رخ برتافته ایم

زاغ را میل کند دل به نشیب / عمر بسیارش ار گشته نصیب

دیگر این خاصیت مردار است / عمر مردار خوران بسیار است

گندو مردار بهین درمان ست / چاره‌ی رنج تو زان آسان ست

خیزو زین بیش، ‌ره چرخ مپوی / طعمه ی خویش بر افلاک مجوی

ناودان،جایگهی سخت نکوست / به از آن کنج حیاط و لب جوست

من که صد نکته ی نیکو دانم / راه هر برزن و هر کو دانم

خانه،اندر پس باغی دارم / وندر آن گوشه سراغی دارم

خوان گسترده الوانی هست / خوردنی های فراوانی هست››

****

آن چه ز آن زاغ چنین داد سراغ / گندزاری بود اندر پس باغ

بوی بد، رفته از آن، تا ره دور / معدن پشه، مقام زنبور

نفرتش گشته بلای دل و جان / سوزش و کوری دو دیده از آن

آن دو همراه رسیدند از راه / زاغ بر سفره ی خود کرد نگاه

گفت: ‹‹خوانی که چنین الوان ست / لایق محضر این مهمان ست

می کنم شکر که درویش نیم / خجل از ماحضر خویش نیم››

گفت و بشنود و بخورد از آن گند / تا بیاموزد از او مهمان پند

****

عمر در اوج فلک بر ده به سر / دم زده درنفس باد سحر

ابررا دیده به زیر پر خویش / حیوان را همه فرمانبر خویش

بارها آمده شادان ز سفر / به رهش بسته فلک طاق ظفر

سینه ی کبک و تذرو و تیهو / تازه و گرم شده طعمه ی او

اینک افتاده بر این لاشه و گند / باید از زاغ بیاموزد پند

بوی گندش دل و جان تافته بود / حال بیماری دق یافته بود

دلش از نفرت و بیزاری، ریش / گیج شد، بست دمی دیده ی خویش

یادش آمد که بر آن اوج سپهر / هست پیروزی و زیبایی و مهر

فرو آزادی و فتح و ظفرست / نفس خرم باد سحرست

دیده بگشود به هر سو نگریست / دید گردش اثری زین ها نیست

آن چه بود از همه سو خواری بود / وحشت و نفرت و بیزاری بود

بال بر هم زد و برجست زجا / گفت: که ‹‹ای یار ببخشای مرا

سال ها باش و بدین عیش بناز / تو و مردار تو و عمر دراز

من نیم در خور این مهمانی / گند و مردار تو را ارزانی

گر در اوج فلکم باید مرد / عمر در گند به سر نتوان برد ››

****

شه‌پر شاه هوا، اوج گرفت / زاغ را دیده بر او مانده شگفت

سوی بالا شد و بالاتر شد / راست با مهر فلک، همسر شد

لحظه ای بود ودگر هیچ نبود/نقطه ای بودبر این چرخ کبود:

 

 



نظر من در مورد سایر وب لاگ ها :

وب لاگ بعضی از دوستان مشاهده شد ولی محیط وب لاگها ساده و بدون طراحی و حتی فرمت متن هم نامناسب بود .

قدردانی :

با تشکر از شما استاد گرامی  از مطالب شما بهره بسیار بردم امیدوارم در همه ی مراحل زندگی موفق باشید

گردآورنده : نجمه اسحاقی

 

       




 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 14:35 توسط نجمه اسحاقی|


آخرين مطالب
» جامعه شناسی صنعتی

Design By : Pichak